على محمدى خراسانى

17

خارج اصول (فارسى)

دليل چهارم : ما به‌طور فطرى خيلى چيزها را مىفهميم و با عقل فطرى خيلى چيزها را درك مىكنيم ولى هرچه به ذهن خود فشار مىآوريم و در وجود خويش مطالعه مىكنيم وجود چنين ميل اصيل و امر غريزى و فطرى و عقلى را نمىيابيم كه ميان الفاظ و معانى چنين ارتباطى را درك كند بلكه پيش از اكتساب و تعلّم اصلا رابطه‌اى نمىفهميم و اگر رابطه ذاتى و عقلى بود نيازى به تعلّم و اكتساب نداشت و ذاتا آن را درك مىكرديم . دليل پنجم : در پايان استدلالى از مرحوم امام خمينى ( ره ) را بىهيچ توضيحى ، حسن ختام اين بحث قرار مىدهيم : اذا وضع لمعنى بسيط من جميع الجهات الفاظ مختلفة فى لغة او لغات : فامّا ان يكون لجميعها الربط مع المعنى ، او لبعضها دون بعض ، اولا ربط لواحد منها معه . لا سبيل الى الاوّل ؛ للزوم تحقّق الجهات المختلفة فى البسيط الحقيقى ، و هو خلف ، و على الثانى و الثالث تبطل دعوى الخصم . « 1 » ترجمه : اگر ما يك معناى بسيط از جميع جهات داشته باشيم ( مثل ذات مقدس واجب الوجود ) و الفاظ مختلفى در يك لغت ( مثلا در عربى تنها كه هزار اسم در دعاى جوشن كبير آمده ) و يا در لغات گوناگون ( مثل خدا در فارسى ، اللّه در عربى و . . . ) براى آن معنى وضع شده باشند از سه حال خارج نيست : 1 - يا همهء آنها با اين معناى واحد ارتباط و مناسبت ذاتى دارند . 2 - يا برخى ارتباط دارند و بعضى ندارند . 3 - يا هيچ‌كدام ارتباطى ندارند . احتمال اوّل باطل است زيرا مستلزم آن است كه ذات بسيط حقيقى داراى جهات كثيره و مركّب از حيثيات گوناگون باشد . و اين خلف فرض است و احتمال دوم و سوم هم كه موجب بطلان ادّعاى خصم است كه دلالت را ذاتى مىداند و يا وضع را با رعايت مناسبت ذاتيّه قائل است .

--> ( 1 ) - مناهج الوصول ، ج 1 ، ص 56 .